زاینده رود خشک شد
پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390به گزارش واحد مرکزی خبر، معاون بهره برداری و حفاظت شرکت آب منطقه ای استان اصفهان با بیان اینکه خشکسالی امسال به نسبت سه سال گذشته شدیدتر بوده است گفت: بارندگی امسال در مقایسه با متوسط درازمدت در استان حدود 40 درصد کاهش یافته و کاهش بارندگی در حوزه زاینده رود نیزبه همین میزان است.
غلامحسین حیدرپور با اشاره به اینکه به علت خشکسالی سه سال گذشته ورودی به سد زاینده رود حدود 40درصد کاهش یافته است گفت: حجم آب پشت این سد به نسبت متوسط درازمدت 60درصد کاهش یافته است.
او با اشاره به درنظر گرفتن اولویتهای مصرف گفت:فقط در بخش شرب و صنعت با کاهش 30درصدی ،آب تحویل می شود و در بخش کشاورزی آب توزیع نمی شود.
معاون بهره برداری و حفاظت شرکت آب منطقه ای استان اصفهان گفت: اکنون فقط حدود 150 کیلومتر زاینده رود تا سد نکو آباد آب دارد و 200کیلومتر باقیمانده این رودخانه تا تالاب گاوخونی از خشکی رنج میبرد.
وی با بیان اینکه خشکسالی چهارسال گذشته به شدت منابع آب زیر زمینی را تحت تاثیر قرار داده است گفت: سطح آبهای زیر زمینی در دشتهای مختلف استان اصفهان از چهار تا 12متر کاهش یافته است.
زنده شدن دوباره زاینده رود بستگی به بارشهای سال آینده دارد.
منبع :تابناک
هشدار آیت الله سبحانی درباره توطئه وهابیت
پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت الله سبحانی، صبح امروز در همایش امام محمد باقر(ع) که در سالن همایش دانشگاه باقرالعلوم(ع) برگزار شد با تبیین محیط و شرایط زندگی امام محمد باقر(ع) گفت: امام باقر(ع) به وظایفی که از سوی خداوند متعال بر عهده ایشان گذاشته شده بود به طور کامل عمل کردند.
وی در ادامه افزود: امام باقر (ع) در محیطی زندگی می کرد که از جهات مختلف قابل بحث و بررسی است.
حضرت آیت الله سبحانی با بیان این که در زمان آن امام همام عقاید و مسائل کلامی هضم نشده و نحله های کلامی در حال پیدایش بود اظهار داشت: نخستین نحله ای که در آن زمان به فعالیت پرداخت نحله خوارج است، خوارج معتقد بودند اگر کسی مرتکب گناه کبیره شود کافر است و کسی که کافر بمیرد تا ابد در جهنم باقی خواهد ماند.
وی خاطر نشان کرد: بنابراین غیر از خود همه را تکفیر می کردند و برای خود تبلیغ می کردند و افرادی را به دنبال خود می کشیدند و سبب گمراهی جامعه می شدند.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم یادآور شد: در کنار این ها مرجئه بودند که می گویند ارزش به ایمان است نه عمل و همانند عرفان های کاذب کنونی که برای عقاید ارزش قائلند نه عمل به منحرف کردن مردم می پرداختند.
وی تأکید کرد: در کنار این ها معتزله پیدا شدند، این ها قائل به حد وسط بودند و قائل به اصول خمسه بودند، از این رو امام در مقابل این نحله ها مشغول به فعالیت شدند.
حضرت آیت الله سبحانی تصریح کرد: در درون شیعه هم یک نحله کلامی پیدا شد، کسانی که محمد بن حنفیه را به عنوان امام پذیرفته بودند و او را مهدی میخواندند.
وی ادامه داد: در کنار این نحله های کلامی نحله های فقهی هم پیدا شد، فقیهانی که فتوای آنان پایه کلامی و سنتی نداشت، این ها با قواعد خودساخته فتوا می دادند و چ حدیث در اختیارشان نبود تنها با تمسک به قرآن فتوی می داند.
این مرجع تقلید با اشاره به فعالیت گروههای غالی ابراز داشت: گروههای غالی دوستان نادانی بودند که می خواستند ائمه را بالا ببرند ولی دشمن برای ایشان می تراشیدند.
وی ادامه داد: ممنوعیت کتابت حدیث و نقل آن یکی دیگر از مشکلات و مسائلی بود که امام در زمان خود با آن رو به رو بود، امام محمد باقر(ع) با تشکیل دانشگاهی در مسجد مدینه تلاش کرد تا در چنین محیطی به فعالیتهای فرهنگی و تربیت انسان های مبلغ که بتوانند اسلام را به دیگران برسانند، بپردازد.
حضرت آیت الله سبحانی خاطر نشان کرد: حضرت امام باقر(ع) از طریق بیان حدیث به حل مشکلات پیش روی خود پرداختند و با تربیت 342 شاگرد در زمینه فقه، تفسیر و کلام با درجات مختلف به مقابل با این نحله ها پرداختند، به طور مثال در مسأله حج اختلاف بسیار کم است زیرا امام باقر(ع) و صادق(ع) در مکه حاضر می شدند و به مشکلات پاسخ می گفتند.
وی با اشاره به فعالیت های سیاسی امام محمد باقر(ع) گفت: فعالیت های سیاسی امام محمد باقر(ع) در نامه ها و خطبه ها و کلمات امام باقر(ع) مشهود است، ایشان در مدینه مخالفت خود با غصب حکومت و ظلم و ستم خاندان بنی امیه بیان می کردند، از این رو به دمشق احضار شدند.
این استاد سطح عالی حوزه علمیه قم تأکید کرد: یکی دیگر از گروه هایی که حضرت امام محمد باقر(ع) با آنان به مقابله پرداخت، کسانی بودند که به ظاهر مسلمان و در باطن یهودی و مسیحی بودند، کسانی که با ظاهری موجه به ارائه خرافات پرداختند و آن قدر چهره موجهی از خود نشان دادند که کتاب های ما و اهل سنت، سرشار از خرافات است، سخنان امام باقر(ع) در کتاب صدوق برای مقابله با این افکار است.
وی با اشاره به این که لازم است در مقابل توطئه های وهابیون تلاش کنیم تصریح کرد: در زمان های گذشته با انحرافاتی چون افکار کسروی و مارکسیست ها رو به رو بودیم، اما امروز با توطئه وهابیت رو به رو هستیم که از خارج از مرزها پشتیبانی می شود.
مگر واژگان زيباي فارسي چه كم دارند؟
پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390به گزارش «تابناک»، بهمني در گفته خود استدلال كرده است كه اين واحد ـ دينار ـ در گذشته نيز استفاده می شده و مشكلي ندارد! اما شاید بررسي ريشه واحدهاي «ريال» و «دينار» جالب باشد؛ «ريال» از كلمه اسپانيايي «real» وارد زبان فارسي شده كه به معناي شاهي و نيز نقره رايج در آن كشور بوده و «دينار» نيز از واژه ديناريوس كه واحد پول امپراتوري روم بوده، گرفته شده است.
بنا بر آنچه در لغت نامه دهخدا آمده است، ريشه كنوني دينار، از كلمه «دِنّار» گرفته شده و براي اينكه با مصدرهايي كه بر وزن فعّال ميآيند، اشتباه نشود، نون اول به «يا» تبديل شده است.
بنا بر این گزارش، دينار هم اكنون واحد پول كشورهايي مانند عراق، الجزاير، ليبي، سودان، تونس، اردن، مقدونيه، صربستان و... است؛ بنابراین، هرچند برخی بر این باور باشند که توان پاسداري تمام عيار از زبان و فرهنگ برای جلوگيري از ورود واژگان بيگانه نیست، اين بدان معنا نيست كه خودمان به پيشواز جنسهاي بيگانه برويم؛ آن هم چيزهايي كه ماندگاري آنها نسل ها ادامه دارد.
حال این سوال پیش می آید که چرا رئيس كل بانك مركزي به خود اجازه مي دهد تا در كنار واژه وارداتي ريال، دينار را نيز بيفزايد؟ مگر واژگان زيباي فارسي چه كم دارند؟
از سویی، باید توجه داشت، اين كه برخی بر ورود كلمات از زباني غير فارسي به زبان رسمي ايرانيان با اين استدلال كه آنها كاملترند اصرار دارند، كاملا بي معني و از سر ناتواني است.
از سوی دیگر، در اين كه پاسداري از زبان و فرهنگ فارسي در حد تشريفات و هزينه كرد بودجه هاي كلان خلاصه شده است، ترديدي نیست و كافي است به سخنان مجريان تلويزيوني، سخنرانان، سخنان عامه مردم و... توجه شود تا سرعت نابودي زبانمان را دريابيم.
در اين راستا، با انتقاد جدي به متوليان امر، پيشنهادهاي زير ارایه مي شود:
1 ـ فرهنگستان زبان و ادب فارسي كه وظيفه حفظ و حراست، رواج و نيز ايجاد نشاط و بالندگي زبان فارسي را بر پایه اساسنامهاش بر عهده دارد، نيازمند تحرك جدي است. كافي است تا نگاهي از سر كنجكاوي به واژههاي برگزيده اين سازمان دولتي در برابر واژههاي بيگانه بيندازيد كه زحمتي به خود نداده اند و در بيشتر موارد، ترجمه لفظ به لفظ انگليسي و يا عربي را به فارسي برگردانده اند. در اغلب موارد هم آنقدر دير عمل مي كنند كه واژه وارداتي در دهان و زبان همه جاخوش مي كند و واژه برابر آن ديگر جايي ندارد؛ به عنوان يكي از هزاران، مقايسه كنيد، استفاده عموم مردم از واژه sms يا واژه پيامك، هر چند كه خود پيامك نيز به نوعي ترجمه لفظ به لفظ sm يا همان پيام كوتاه است.
بعضي واژه هاي گزينش شده هم بسيار خنده دار است: مثلا براي واژه «آمپول»، معادل فارسي آب دزدك قرار داده اند. در حالي كه در بسياري از مناطق ايران از كمله «سوزن» استفاده مي كنند كه بسيار بهتر است. كش لقمه و... هم که حكايتي دیگر دارد.
بنابراین، از رئيس جمهور به عنوان بالاترين مقام در اين فرهنگستان درخواست مي شود تا با گماردن افراد متخصص، صاحب دغدغه، كنجكاو و علاقه مند به ايران و به دور از هياهوي سياست، در فرهنگستان زبان و ادب فارسي پويايي جدي ايجاد كنند.
2 ـ صداو سيما به قول بنيانگذار جمهوري اسلامي، يك دانشگاه است. متأسفانه در اين دانشگاه، برنامه اي جدي، عمومي و فراگير براي پاسداري از زبان و فرهنگ فارسي ديده نشده و مجريان آن ـ خواسته و يا ناخواسته ـ خود به اشاعه زبان بيگانگان مي پردازند. پس درخواست اين است تا در ساخت برنامهها، اجرا و... به اين موارد توجه شود و اين رسانه مهم و دیگر رسانه ها نیز درباره توسعه زبان فارسي توجه ويژه نشان دهد.
3 ـ درخواست اصلي از مردم است. زبان و فرهنگ سرمايه هستند. مردم نبايد به راحتي واژگان بيگانه را بپذيرند،.دگرگوني هاي سريع در فناوريها، واژههاي بسياري را وارد زبان مردم ما كرده است؛ واژههايي كه ريشهاي در فرهنگ و زبان ما ندارند؛ بنابراین، شايسته است تا در اين باره مردم با دل نگراني به موضوع نگاه كنند.
به هر حال، باید توجه داشت که اگر برنامه اي پويا، منسجم و ادامه دار براي حفظ زبان فارسي و حتي زبانهاي محلي نوشته و اجرا نشود، دور نيست تا زبان فارسي از فهرست زبانهاي زنده دنيا حذف شود.
4 ـ اما پيشنهاد پاياني، باز هم به فرهنگستانيهاست. به جاي برگردان واژه به واژه خارجي به مثلا فارسي، از توانايي زبان هاي محلي ايراني كه زير شاخه زبان فارسي هستند، بهره گیرید.
تعطیلی سفارت انگلیس در تهران تا اطلاع ثانوی
پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390کاردار انگلیس در تهران که از چندی قبل و به دلیل کاهش سطح روابط دو کشور تا سطح کاردار بدون حضور سفیر رسمی از سوی لندن کارهای مربوط به سفارت را انجام می دهد صبح امروز سخت گیری های خود برای صدور ویزای هموطنانی که قصد عزیمت به این کشور را داشتند افزایش داد و با ایجاد درگیری فیزیکی با مردم سفارت را تعطیل کرد .
بنا به اخبار واصله از سفارت انگلیس صبح امروز هموطنانی که برای اخذ ویزا از این سفارت در مقابل درب های آن در خیابان جمهوری تهران صف کشیده بودند با عدم صدور روادید خود از سوی کارکنان سفارت روبرو شدند و به همین دلیل بین مردم و کارکنان سفارت درگیری های فیزیکی به وجود آمد و مسئولین سفارت مجبور به تعطیلی محل کار خود و بستن درب های سفارت شدند .
بنا بر گزارش های رسیده کارکنان سفارت به دلیل آنچه که آن را مشکلات امنیتی نامیدند تمام مردم معترض که در میان آنان جمعی از ناشرین کتاب که برای شرکت در نمایشگاه بین المللی کتاب لندن درخواست صدور روادید کرده بودند نیز وجود داشتند از سفارت بیرون کرده و چراغ های سفارت را خاموش کرده اند .
همچنین مامورین حفاظت پلیس دیپلماتیک که وظیفه حراست از سفارت را بر عهده دارند هم وارد قضیه شدند اما مردم باز هم به این اقدام سفارت انگلیس اعتراض داشتند . بنابر این ممکن است این تعطیلی در روزهای آینده نیز ادامه داشته باشد و منجر به تعطیلی همیشگی این سفارتخانه در تهران شود .
گفتنی است پس از درگیری های انتخابات ریاست جمهوری سال 88 دولت انگلیس در یک اقدام غیر دیپلماتیک و خلاف پروتکل های بین المللی در حالی که دارای سفارتخانه رسمی در تهران بوده اما کلیه ویزاهای خود برای شهروندان ایرانی را از طریق کنسولگری خود در شهر ابوظبی کشور امارات متحده عربی صادر می کرده است و همین موضوع که باعث سرگردانی بسیاری از هموطنانمان می شد ناراحتی های زیادی را برای متقاضیان سفر به این کشور ایجاد کرده بود .
همچنین شنیده شده پیامکی از سوی سفارت بریتانیا در تهران به کارمندان کلیه بخشهای این سفارت، ارسال شده است و از آن ها خواسته شده به مدت نامعلوم از فردا در محل کار خود حاضر نشوند. در این پیامک به صراحت ذکر شده است که «همکاران از پیگیری علت تعطیلی خودداری کنند.» این در حالی است که هیچ مدت زمان مشخصی برای عدم حضور کارمندان سفارت بریتانیا در تهران اعلام نشده است.
به هرحال با توجه به این توهین آشکار کارکنان سفارت انگلیس و وزارت امور خارجه باید هرچه زودتر نسبت به تعیین تکلیف روابط دو کشور اقدام کند و از بی حرمتی به شهروندان ایرانی جلوگیری کند .
قرآن ! من شرمنده توام (دکتر علی شریعتی)
دوشنبه یازدهم بهمن 1389چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده ،یکی ذوق می کند که تو رابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،
خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.
ای ایران ای مرز پر گهر
دوشنبه یازدهم بهمن 1389در شهریور 1323زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، حسین گل گلاب تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد
او مشاهده می کند که بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی درگوش افسر ایرانی می نوازد. گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی روح الله خالقی (موسیقی دان (می رود و شروع به گریه می کند
غلامحسین بنان می پرسد ماجرا چیست؟ او ماجرا را تعریف می کند و می گوید کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند ! سپس کاغذ و قلم را بر می دارد و با همان حال، می سراید
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه ی هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم...
همانجا، خالقی موسیقی آن را می نویسد و بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته، تصنیف "ای ایران" در یک ارکستر بزرگ اجرا می شود.
سرود «اي ايران» دقيقا در 27 مهر ماه سال 1323 در تالار دبستان نظامي [دانشکدۀ افسري فعلي] و در حضور جمعي از چهرههاي فعال در موسيقي ايران متولد شد. شعر اين سرود را حسين گل گلاب استاد دانشگاه تهران سروده بود، و از ويژگيهاي آن، اول اين است که تکتک واژههاي به کار رفته در سرود، فارسي است و در هيچ يک از ابيات آن کلمهاي معرب يا غير فارسي وجود ندارد. سراسر هر سه بند سرود، سرشار از واژههاى خوشتراش فارسى است. زبان پاكيزهاى كه هيچ واژه بيگانه در آن راه پيدا نكرده است، و با اين همه هيچ واژهاى نيز در آن مهجور و ناشناخته نيست و دريافت متن را دشوار نمىسازد.
دومين ويژگي سرود «اي ايران» در بافت و ساختار شعر آن است، بهگونهاي که تمامي گروههاي سني، از کودک تا بزرگسال ميتوانند آن را اجرا کنند. همين ويژگي سبب شده تا اين سرود در تمامي مراکز
آموزشي و حتي کودکستانها قابليت اجرا داشته باشد.
و بالاخره سومين ويژگياي که براي اين سرود قائل شدهاند، فراگيري اين سرود به لحاظ امکانات اجرايي است که به هر گروه يا فرد، امکان ميدهد تا بدون ساز و آلات و ادوات موسيقي نيز بتوان آن را اجرا کنند.
آهنگ اين سرود که در آواز دشتي خلق شده، از ساختههاي ماندگار «روحالله خالقي» است. ملودي اصلي و پايهاي کار ، از برخي نغمههاي موسيقي بختياري که از فضايي حماسي برخوردار است، گرفته شده.
اين سرود در اجراي نخست خود بهصورت کر خوانده شد. اما ساختار محکم شعر و موسيقي آن سبب شد تا در دهههاي بعد خوانندگان مطرحي همانند «غلامحسين بنان» و نيز «اسفنديار قرهباغي» آن را بهصورت تکخواني هم اجرا کنند.
در سالهاي اوليه پس از انقلاب، اين سرود براي مدت کوتاهي بهعنوان سرود ملي از راديو و تلويزيون ايران پخش ميشد، اما بعدا چند سالي از رسانههاي داخلي حذف شد .
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما
سنگ كوهت دُر و گوهر است
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم
برگو بی مهر تو چون كنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما
پاینده باد خاك ايران ما
ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام
دور از تو نیست ، انديشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما
پاینده باد خاك ایران ما
کوروش
پنجشنبه بیستم آبان 1389روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت: خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته وجز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم. آیا میتوانم آن را مطرح کنم؟خدا گفت: البته!
- از تو میخواهم یک روز، فقط یک روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز رابررسی کنم.سوگند میخورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.
- چرا چنین چیزی را میخواهی؟ به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه.
- خواهش میکنم. آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم. اگر چنین کنی بسیار سپاسگذار خواهم بود واگر نه، باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.
خداوند یکی از ملائک خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی، از پاسارگاد بیرون کشید. فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.کوروش گفت: «عجب!اینجا چقدر مرطوب است!» و فرشته تاسف خورد.
- میتوانی مرا بین مردم ببری؟ میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند.
و فرشته چنین کرد. کوروش برای اینکار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی ناامیدی جای این شوق را گرفت. به جز عده ی اندکی، کسی به یاد او نبود.کوروش بسیار غمگین شد اما گفت: اشکالی ندارد. خوب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خودشان هستند. فرشته تاسف خورد.
در راه میشنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزنند: عبدالله! قاسم! …
- هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم!
فرشته گفت: این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.
- اعراب؟!
- بله. تو آنها را نمیشناسی. آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناورایران حکومت میکردی و حتی چندین قرن پس از آن، آنها از اقوام کاملا وحشی بودند.
کوروش برافروخت: یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟!پس پادشاهان چه میکردند؟!
فرشته بسیار تاسف خورد.
سکوت مرگباری بین آنها حاکم شده بود. بعد از مدتی کوروش گفت: تو می دانیکه من جز ایزد یکتا را نمی پرستیدم. مردم من اکنون پیرو آیینی الهی هستند؟
- در ظاهر بله!
کوروش خوشحال شد: خدای را سپاس! چه آیینی؟
- اسلام
- چگونه آیینی است؟
- نیک است
و کوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی در ظاهر بله را فهمید …
- نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده.
وفرشته چنین کرد.
- همین؟!
کوروش باورش نمی شد. با نا باوری به نقشه می نگریست.
- پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب کوچک شده است؟!
و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد.
- خیلی دلم گرفت ، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر کوتاهی به آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم راتسکین دهد.
فرشته چنین کرد، تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند. پس ازچند دقیقه مرد از کوروش پرسید: راستی شما از کجا می آیید؟ کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:
ایران!
لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یک تروریست است!
عکس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود که کوروش انتظار داشت. قلب کوروش شکست…
- مرا به آرامگاهم باز گردان.
فرشته بغض کرده بود: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردن …
کوروش رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم، کاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم.
کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است
آرامـــگـهـت غـــرقــه بـه زیـــر آب اسـت
ایـنبار نـه بیــگانه که دشـمن ز خـود است
صد ننـگ به ما کـه روح تو بی تاب است